گروه فرهنگی- سراج24|جمال شورجه کارگردان سینمای ایران که در سال 1333 در زنجان متولد شد، فارغ التحصیل کارگردانی از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است. وی در سال 67 و با فیلم «روزنه» کار خود را در سینما و سینمای دفاع مقدس شروع کرد اما پس از آن با کارگردانی فیلمهایی که عمدتاً داستان آنها در جبهههای نبرد میگذشت، رکورد جالب توجهی را در سینمای دفاع مقدس به خود اختصاص داد. شورجه با فیلم 33 روز در رابطه با جنگ 33 روزه لبنان توانست به نوعی ابتکار در سینما برسد.
هرچند حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان چندی پیش صراحتا اعلام کرد که هنرمند ارزشی و غیرارزشی نداریم اما مواضع شورجه او را در دسته هنرمندان ارزشی جای می دهد. هنرمندی که در وقایع سال 88 نیز جزء ساکتین فتنه نبود و با نامه ای به میرحسین موسوی اقدامات فتنه انگیز هواداران او را محکوم کرد.
شورجه طی سالهای اخیر اظهارات زیادی در راستای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی بیان داشته است به همین دلیل از این کارگردان اخلاق مدار سینمای ایران فرصتی گرفتیم تا پای صحبت های او بنشینیم و نظراتش را پیرامون جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی بشنویم.
در ذیل می توانید ماحصل گفت و گوی یک و نیم ساعته خبرنگار سراج24 با جمال شورجه را ملاحظه نمایید.
سراج24: همانگونه که شما هم می دانید جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در حوزه های متفاوت می تواند موثر و تاثیرگذار باشد. به نظر شما جایگاه این جبهه در سینما کجاست و نقاط قوت و ضعف آن را عرصه هنر و سینما چگونه ارزیابی می کنید؟
به غیر از دهه اول انقلاب که متاثر از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس شور و هیجانی خاصی در بین مردم موج می زد، به مرور این شور و هیجان فروکش کرد و روحیه انقلابی، جهادی، شهادت و گسترش اسلام ناب محمدی که امام راحل تعریف کرده بودند آرام آرام در صحنه هنر و سینمای ما کمرنگ شد.
سراج24: یعنی در دهه اول هم که این روحیه گسترده بود، ناشی از تاثیرات دفاع مقدس و انقلاب بود؟
بله همینطوره. متاثر از شور و هیجان و هنرمندانی بود که در آن عصر تازه وارد گود شده بودند و نسل اول و دوم هنرمندان سینما را تشکیل می دادند.
البته یک نسل قبل تر هم هستند که از قبل انقلاب در سینما مانده بودند که آنها هم دیدگاهها و نگاههای خودشان را داشتند و خیلی ارتباطی با انقلاب نداشتند و مباحث نظری خودشان را در فیلمها پیاده می کردند. افرادی مانند مهرجویی، کیمیایی و بیضایی نظرات و مباحث فکری خودشان را مطرح می کند و الان هم همینگونه است.
اتفاقا کارهای پیش از انقلاب آقای کیمیایی انقلابی تر از کارهای پس از انقلابش هست. اوایل انقلاب بدلیل فضای آن روزها مثلا فیلم سفر سنگ و چند فیلم دیگر را می سازد که به نوعی می توان آنها را در آن عصر و زمان خط شکن معرفی نمود. یا برای نمونه فیلم سرب را ساخته است که یکی از بهترین فیلمهای کیمیایی است.
اما متاسفانه به مرور زمان فیلمسازها یک دور تسلسلی برای خودشان پیدا کردند.

سراج24: از جبهه فرهنگی انقلاب در دهه اول برایمان بگویید.
جبهه ای که از انقلاب وارد حوزه سینما شدند اغلب بچه های مذهبی و انقلابی بودند که عمدتا هم در حوزه هنری رشد کردند و در شاخه های مختلف هنر مانند هنرهای تجسمی، سینما، ادبیات، شعر، موسیقی و .. فعال شدند که فکر می کنم در حال حاضر هم که بررسی می کنیم می بینیم همین تعداد معدودی که از هنرمندان ارزشی مانند آقای سلحشور، مجیدی، کاسبی، دهقان و ... که باقی مانده اند اتفاقا از همان روزها مانده اند و الان هم به عبارتی پای کار هستند. یعنی رگ و ریشه این افراد از آن روزها رشد و نمو پیدا کرده است.
در آن روزها یک تشکلی زیر نظر مستقیم ریاست سازمان تبلیغات اسلامی (که رئیس این سازمان از سوی رهبری انتخاب می شد) بوجود آمد بنام حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و شروع کردند به انجام فعالیت های فرهنگی و قرار بود جبهه فرهنگی انقلاب آنجا شکل بگیرد و رشد کند و رو به زایش باشد نه اینکه چند نفر کارگردان و هنرمند تربیت کند و پس از آن تعطیل شود.
سراج24: آغاز به کار حوزه هنری از چه سالی بود؟
فکر می کنم از حدود سال 60 بود. تعدادی از هنرمندانی مانند مرحوم فردی و آقای سلحشور و برخی دوستان دیگر پیش از انقلاب هم باهم بودند و در مساجد جنوب شهر جبهه فرهنگی انقلاب را راه اندازی کرده بودند. البته در رده های فکری دیگر هم مانند نهضت آزادی و ... هم چنین جمع هایی تشکیل شده بود که اتفاقا آدمهای مسلمانی هم بودند اما نگاهشان نگاه لیبرال بود و نگاه همسو با ارزشهای انقلاب و امام نبود و آنها هم مدتی در راس کار امور فرهنگی قرار گرفتند.
وقتی این تشکل در سازمان تبلیغات اسلامی بوجود آمد ما فکر کردیم پایگاه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی اینجاست و فرهنگ قرار است در این محل رشد کند و تبدیل به یک درخت تناوری بشود که شاخ و برگش بر تمام سینما و فرهنگ ما سایه بیندازد یا حداقل افرادی کلیدی که می توانند در نقاط حساس فرهنگ و هنر نقش آفرینی کنند در این محل تربیت شوند. البته تا حدی هم این افتاق افتاد و تعدادی هنرمندان در رشته های مختلف و تعدادی از اساتید دانشگاه را داریم که از آنجا رشد کردند و تربیت شدند اما در یک دوره مدیریتی آنجا اشکالی بوجود آمد که مدیریت کل حوزه نتوانست چتر واحدی را بالای سر همه هنرمندان بگستراند و اینها را زیر یک چتر واحد جمع کند. البته سلایق مختلفی هم آنجا بودند از مخملباف گرفته تا اقای سلحشور که خب ببینید که افراد از لحاظ سلایق چه فاصله ای با هم داشتند. البته در ابتدا فاصله زیاد نبود اما آرام آرام این دیدگاهها جدا شد اما یکی از وظایف مدیریت همین بود که نقاط افتراق و جدایی افراد را کم کند و اشتراکات را بیشتر کند تا این افراد بیشتر بهم نزدیک شوند. مدیریت زمان دهه اول انقلاب اتفاقا نقاط افتراق را بیشتر کرد و نقاط مشترک را فراموش کرد.
سراج24: مدیریت دهه اول با چه فردی بود؟
آقام زم که اتفاقا حدود دو دهه و شاید بیشتر هم بر این حوزه مدیریت کرد و در طول این مدت چندین مدیر سازمان تبلیغات هم عوض شدند.
اتفاقا کلیدی ترین نقطه ما همین مدیریت است. مدیریتی که بتواند چتری بیندازد و نیروهای همفکر ولایی را زیر این چتر جمع کند و ضمن هدایت این افراد بتواند بر آنها مدیریت نماید تا نقاط ضعف را هم پوشانیی و نقاط قوت یکدیگر را برجسته تر کنند. این مدیریت متاسفانه در کشور ما هنوز وجود ندارد. هرچند انواع و اقسام شوراها و تشکل های مختلف هم بوجود آمد و بارها و بارها هم مقام معظم رهبری به این نقیصه اشاره کردند اما مدیران ما موفق به حل آن نشدند و متاسفانه هر چه هم از دهه اول به جلو آمدیم فاصله های سیاسی و تخاصم گروه های سیاسی با یکدیگر بیشتر شد و اختلافات بروز کرد و عده ای هم کاملا صف خودشان را جدا کردند البته افراد نمازخوان و دیدنداری هم هستند و اینگونه نیست که لائیک و بی دین باشند. جبهه لائیک و بی دین سینمای ما جداست و بنده درباره آنها حرفی ندارم. من در مورد این جبهه خودی و جبهه پیشانی به مهر آشنا حرف می زنم که اینها هم از یکدیگر متفرق شدند.
سراج24: پس به نظر شما تفرقه بین هنرمندان ارزشی در سینما، اصلی ترین عامل دوری از جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی است؟
بله. برای نمونه شما تصور کنید در دهه اول انقلاب یک دفتر تحکیم وحدت در دانگشاهها داشتیم که بچه های مذهبی هم در انجا جمع می شدند اما امروز چند جبهه مذهبی در دانشگاهها بوجود آمده است؟ همین را هم تعمیم بدهیم در شاخه های هنری مخصوصا سینما.
هرچه در بیرون و در بین سران کشور اختلاف بیشتر شد در زیرمجموعه و شاخه های پایین تر نیز همان اتفاق افتاد و حتی این اختلاف در رده های پائین بیشتر از اختلافات بین سران بود چراکه در شاخه های پائینی بصیرت هم کمتر و محمدود تر است و غرائز شخصی هم وارد مسایل می شود.
این اتفاقات باعث شد که جبهه فرهنگی انقلاب از هم متلاشی بشود.

سراج24: به نظر شما چرا در دهه اول انقلاب شاهد همدلی و وحدت فرماندهان جبهه فرهنگی انقلاب بودیم اما امروز به یک جبهه متلاشی شده رسیده ایم؟
یکی از زمینه های حفظ و حراست این جبهه در دهه اول تهاجم بیرونی مثل دفاع مقدس بود. جنگی که به ما تحمیل کردند ایجاب می کرد که نیروها برای دفاع و مقابله با جبهه متخاصم متحد شوند اما بعد از اتمام این جنگ، غاقل شدیم از اینکه جنگ ما نه تنها تمام نشده بلکه در یک جبهه دیگری تازه این جنگ آغاز شده که اتفاقا آن روز فرماندهان و سربازان در جبهه فرهنگی باید وارد عمل می شدند. آن موقع سربازان و فرماندهان ما در جبهه میدانی می جنگیدند و جبهه فرهنگی از سوی دیگر پوشش می دادند اما الان جنگ فرهنگی شروع شده و ما نیاز به جهادگران فرهنگی داریم. حالا این جهادگران فرهنگی ما چه کسانی هستند؟ افرادی متفرق و نوعا درگیر و متخاصم با هم و که مدیریتی هم نیست تا این فرماندهان را دور یکدیگر جمع کند و اشکال کار هم همینجاست.
من اشکال کار را کمتر از خود هنرمندان می بینم و بیشتر مشکل را از مدیریت ها می بینم که نمی توانند هنرمندان را در حوزه های مختلف هنر دور یکدیگر جمع کنند.
این مدیریت هست که میتواند این جبهه ها و گروههای مختلف مقید به انقلاب و ارزشهای انقلاب را دور هم جمع کند و آنها را مدیریت کند. مشکل اصلی ما این است که نمی توانند این جبهه را سامان دهند. علاوه بر اینکه مدیریت خوبی وجود ندارد بنظر می رسد که حتی اهتمام لازم هم برای این کار وجود ندارد و گویا در بین خود مدیران هم همین تشتت وجود دارد.
مقام معظم رهبری چه مقدار باید توصیه کنند؟ این نشان می دهد مدیران که همان فرماندهان جبهه فرهنگی کشور هستند اهتمام و اعتقاد لازم را برای انجام این کار ندارند. مثلا چرا باید عده ای تصور کنند که شورجه در کنار فلان فیلمساز نمیتواند باشد؟ اینگونه نیست. هر دو نماز می خوانند اما شاید نگاه یکی کمی سکولار باشد و سلحشور نگاهش کاملا ولایی ولی به این افراد جریان انقلاب و دین که اعتقاد دارند و به قول مقام معظم رهبری در انتخابات، به این کشور و میهن شان که اعتقاد دارند. پس چرا نمی توان این جمه را بوجود آورد؟ به نظر من این نگاه باز در بین فرماندهان ما وجود ندارد.
سراج24:آقای شورجه راه حل چیست؟
باید برگردیم به دهه اول انقلاب و در یک حوزه هنری مستقل همه افراد را دور آن جمع کنیم. البته متاسفانه امروز حوزه هنری سازمان تبلیغات هم آن کارکرد گذشته را ندارد و با همه هنرمندان تسویه حساب کرده اند و شکل اداری پیدا کرده است. مانند دولت که فربه شده و کارایی اش کم شده؛ اینجا هم پر است از افراد اداری و باید با ذره بین در بین آنها هنرمند پیدا کنیم.
امروز نیز باید چنین جریان محلی بوجود بیاید. باید فرماندهان فکری فرهنگی ما مانند قرارگاه خاتم الاوصیا، تلویزیون، بسیج، سازمان تبلیغات اسلامی، سپاه و ... که متصل به مقام رهبری و ولایت هستند بنشینند و فکر کنند و یک تشکیلاتی را پایه ریزی کنند تا حداقل هنرمندانی را که با یکدیگر همفکر هستند دور هم جمع کنند تا از این طریق بتوانیم برای چند سال آینده برنامه ریزی کنیم.
با این روش هر چه روبه جلو حرکت کنیم تفرقه بیشتر می شود. برای نمونه در فتنه88 صف آرایی ها جدا شد اما پس از مدتی و با رهنمودهای مقام معظم رهبری آرامش نسبی بازگشت اما هنوز در بین هنرمندان زحمی وجود دارد که چشم دیدن همدیگر را ندارند که این خیلی بد است. متاسفانه در جبهه ولایی هم بدلیل عدم ارتباطات بیشتر و عدم اطلاع از کم و کیف کار یکدیگر چنین فضاهایی بوجود آمده است.
یکی از وظایف این جبهه فرهنگی این است که مدیران مرتبط با ولایت باید با هم جمع شوند و یک اتاق فکر راه اندازی کنند و بررسی نمایند که چگونه می توان هنرمندان را به دور شمع ولایت جمع کرد و برای آنها برنامه ریزی نمود.
سراج24: عده ای معتقدند که امروز نگاه ما به ابزار سینما باید فرا مرزی باشد و باید نگاهی به خارج از کشور هم داشته باشیم.
بله درست است. در حال حاضر ما نباید به داخل ایران بسنده کنیم. البته اینجا مهم است و دشمن از درون برای ما برنامه ریزی می کند. این مدیریت صحیح، سالم، منصف و صادق می تواند این هنمندان را دور هم جمع کند و برای انها برنامه ریزی هم نماید چراکه بسیاری از مشکلات بین هنرمندان در این جمع ها برطرف شده و بذر نفاق کاشته شده در دلشان از بین می رود.
ما قرار است بعنوان مسلمان کتاب خدا، عترت معصومین و فرمایشات ائمه را برای تمام سطح دنیا معرفی کنیم. چند فیلم ساختیم مانند یوسف و مختارنامه که بتوانند در دنیا عرض اندام کنند؟ در حالیکه ما باید حداقل سالی یکی از این فیلمها داشته باشیم که بتواند خیابانهای دنبا را خلوت کنند. چطور آنها می توانند با ماهواره و فیلمهای مبتذل و منحرف خودشان خیابان های ما را خلوت کنند، ما نمی توانیم مردم جهان را دعوت به خدا و نیکی و خوبی و پاکی و صداقت نماییم؟
اینها تکلیف هنرمند مسلمان است. ما هم برای خودمان تکلیف داریم و هم برای سراسر جهان. خیلی از کشورهای جهان تصور می کنند شیعه و سنی و وهابی و تکفیری و ... همه مسلمان هستند و مانند یکدیگر اما نمی دانند که دشمن مسلمانان در حال برنامه ریزی است که یک جبهه مسلمانان صهیونیست درست کرده بنام وهابیت که با الله اکبر گردن می زنند و نوزاد شیرخواره را می کشند و به گونه ای تبلیغ می کنند که همه مردم در سراسر جهان اینها را با نام مسلمان می شناسند. ما مکلفیم به روشنگری. اسلام برای دوستی و رفاقت آمده. اسلام یعنی دعوت به سلامتی و رحمت خداوند. اینها وظایف و تکالیف هنرمند مسلمان است که در سایه یک مدیریت کلان نگر و نگاه استراتژیک می تواند عملیاتی شود.
ما هم برای دعوت به دین وظیفه داریم و هم حفاظت از کشورمان در برابر تهاجم فرهنگی دشمن اما امروز شاهد هستیم بچه هایی که به این اصول اعتقاد دارند دور از هم هستند و هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند. اگر بتوانیم ماهی یکبار همدیگر را تحت یک مدیریت نامرئی ببینیم بسیاری از مشکلات امروز حل خواهد شد.
سراج24: پیشنهاد شما به فرماندهان جبهه فرهنگی انقلاب، تشکیل یک تشکل فرا قوه ای بود. این تشکل چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟
در ابتدا باید بودجه های فرهنگی کشور برای توزیع فرهنگ باید برای این نهاد و تشکیلات سرریز شود و معتقدم این جبهه فرهنگی واحد، مانند سازمان تبلیغات اسلامی باید زیر نظر شخص رهبری و ولایت مدیریت شود و مسئول این نهاد با نظر و حکم مقام معظم رهبری باید انتخاب شود.
سراج24: برخی معتقدند شورایعالی انقلاب فرهنگی باید می توانست این خلاء را پر کند. نظر شما چیست؟
شاید قبل از دیدار اخیر مقام معظم رهبری با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی اینگونه بود که مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی ضمانت اجرایی نداشت اما در این دیدار رهبر انقلاب صراحتا فرمودند علاوه بر اینکه مصوبات شورا ضمانت اجرایی دارد، بلکه این شورا هم بازوی اجرایی است و هم وظیفه نظارت را بر عهده دارد. یعنی ایشان به اعضای شورا تکلیف کردند.
سراج24: اما تاکنون شاهد تاثیرگذاری این شورا در راس مدیریت فرهنگی کشور نبوده ایم.
خب بالاخره سران سه قوه عضو این شورا هستند و این بزرگواران باید بنشینند و با تعامل مشکلات را حل کنند و در مرحله بعد مجلس محترم هم باید یک بودجه ویژه برای این کار اختصاص دهد.
اعتقادم بر این است که مجموعه جریان فرهنگی را شخص مقام رهبری باید هدایت بکند. فرهنگ مثل اقتصاد و سیاست نیست. همانطور که سیاست های کلان در سیاست خارجی تحت نظر مقام معظم رهبری تدوین می شود در عرصه فرهنگ نیز باید همین اتفاق بیفتد. به فرموده مقام معظم رهبری فرهنگ اولی تر از اقتصاد و سیاست هست. اما ما شاهد هستیم که وزارت ارشاد راه خودش را می رود، سازمان تبلیغات راه خودش را، صداوسیما راه خودش را و بسیج و سپاه هم برنامه های خودشان را اجرا می کنند. این فاجعه است برای یک تشکل فرهنگی. آنهم برای ایرانی که باید در برابر جبهه استکبار ایستادگی کند.
شما ببینید از روزهای اولیه انقلاب چه اندازه به ملت ایران هجمه وارد کردند و چه بلاهایی را بر سر این کشور آوردند. از ترورها گرفته (که به گفته یکی از مسئولین، در کشور 17 هزار شهید ترور داریم) تا تحریم های ناجوانمردانه اقتصادی. وقتی دشمن دید که نمی تواند با ترور حریف ملت ایران شود، جنگ را بر ایران تحمیل کرد. در جنگ ناموفق بود به سراغ جنگ نرم رفت و زمانیکه در جنگ نرم هم موفق نشد و به سراغ تحریم رفت و قطعا جریان دشمنان انقلاب و اسلام، از پا نمی نشیند و هر دقیقه برای نابودی این کشور در حال برنامه ریزی است یا حداقل به دنبال این است که ایران را از رویکرد ضد استعماری و ضدصهیونیستی که دارد خارج کند یا وادار به عقب نشینی کند و از مسیرش منحرف نماید.
اینها گزینه های زیادی را در حوزه فرهنگ برای جنگ با ملت ایران روی میزشان دارند اما ما روی میزمان برای مقابله با استکبار و صهیونیست و هجمه های گسترده آنها چه گزینه ای داریم؟
همین افراد کم بضاعتی هم که از لحاظ عده و تعداد داریم، از هم متفرق هستند و هیچ اهتمامی هم نیست که اینها را دور هم جمع کنند تا با یک حرکتی حسین گونه که 72 نفر بودند مقابل یک لشگر سی هزار نفره، به جنگ با دشمن برویم.
ما در فرهنگمان اصلا به عده اعتقاد نداریم ما به ایمان معتقدیم چراکه مقام معظم رهبری همیشه فرموده اند که که این عده و تعداد نیست که پیروز می شود بلکه نیروی ایمان و بارو قلبی باعث پیروزی می شود. ما اعتقاد داریم که دوصد مرد جنگی به از صدهزار. ما باید دو صد مرد جنگی داشته باشیم. اصلا یکصد مرد جنگی داشته باشیم که خودش را وقف انقلاب و ولایت و ارمانها کند.
مگر جوانان ما در جنگ چکار کردند؟ سی و چند کشور مستقیم و غیر مستقیم در برابر ایران بودند اما همین بچه های پابرهنه پای کار بودند و با فرماندهان جوان خود توانستند در برابر دشمن ایستادگی نمایند و 8 سال مقاومت کردند. الان هم با همان مقاومت در جبهه فرهنگی ما میتوانیم پیروز شویم که این پیروزی نیاز به مدیریت دارد.
مدیران ما باید بنشینند و این درد را احساس کنند که مقام معظم رهبری فرمودند من شب ها از درد مشکلات فرهنگی خوابم نمی برد و از خواب بیدار می شوم.
ادامه دارد...



